استاد زرین کوب «من وقتی در باب گذشتۀ ایران تأمل می کنم، از اینکه ایرانی ها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی به آتش و خون نکشیده اند، از اینکه مردم سرزمین های فتح شده را قتل عام نکرده اند و دشمنان خود را گروه گروه به اسارت نبرده اند، از اینکه در روزگار قدیم یونانی های مطرود را پناه داده اند؛ ارامنه را در داخل خانۀ خویش پذیرفته اند؛ جهودان را از اسارت بابل نجات داده اند؛ از اینکه در قرن های گذشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نینداخته اند و محکمۀ تفتیش عقاید درست نکرده اند؛ از اینکه با گیوتین سر مخالفان را درو نکرده اند؛ از اینکه جنگ گلادیاتورها و بازی های خونین با گاو خشم آگین را وسیلۀ تفریح نشمرده اند؛ از اینکه سرخ پوست ها را ریشه کن نکرده اند و بوئرها را به مرز نابودی نکشانیده اند؛ از اینکه برای آزار مخالفان ماشین های شیطانی شکنجه اختراع نکرده اند و اگر هم بعضی عقوبتهای هولناک در بین مجازات ها و... بوده، آن را همواره به چشم یک پدیدۀ اهریمنی نگریسته اند، و از اینکه روی هم رفته ایرانی ها به اندازۀ سایر اقوام کهنسال دنیا، نقطه ضعف اخلاقی نشان نداده اند، احساس آرامش و غرور می کنم»