محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس در «دومین اجلاسیه خانواده، آینده و پیوندهای پایدار» در باب اهمیت این نهاد اساسی سخن گفت.
او درباره چشم انداز حکمرانی خانواده گفت: «باید به سمت الگویی حرکت کنیم که در آن خانواده، به عنوان الگوی کلیدی در میدان تولید سرمایه اجتماعی و حتی اقتصادی ایفای نقش کند. در این نگاه، خانه نه تنها محل سکونت، بلکه پایگاهی برای تولید ارزش افزوده اقتصادی، صنایع خلاق وکارآفرینی خانگی است. این ظرفیت، اگر مبتنی بر مدل های بومی شده و متکی بر مهارت های زنان توسعه یابد، می تواند یکی از ستون های اقتصاد مقاوم ملی در دهه پیش رو باشد. بررسی روندهای جهانی نشان می دهد که موفق ترین الگوهای بنگاه داری بر پایه انسجام نهاد خانواده شکل گرفته است. باید این باور سیاستی را در کشور نهادینه کنیم که یکی از راه های برون رفت از چالش های معیشتی، بازگشت به الگوی اصیل مشارکت خانوادگی در رونق اقتصادیست. جایی که خانواده همزمان، موتور محرک تولید ثروت و تولید فضیلت باشد. اگر چنین نگاهی را در حکمرانی باور کنیم و باور داشته باشیم، آن وقت معافیت های مالیاتی را متناسب با مزیت های تولید خانگی تنظیم خواهیم کرد.»
همچنین در باب عوامل مشوق خانواده گرایی گفت: «مشوق خانواده گرایی فقط وام ازدواج و فرزندآوری نیست؛ فراهم کردن زمینه برای حفظ قدرت خرید خانوار و فراتر از آن، میدان دادن به خانواده برای مشارکت در تولید ملیست.»
او در باب مفهوم حکمرانی خانواده محور و نقش دولت در آن گفت: «از نظر اجتماعی، حکمرانی خانواده محور، به معنای انفعال نیست، بلکه به معنای اعتماد به خانواده است. نمی شود مدعی حکمرانی خانواده باشیم، اما به نقش آفرینی آن تن ندهیم یا مداخله ای مخرب داشته باشیم. البته دولت، باید با ابزارهای حکمرانی، نیازهای کاذب و نیروهای مهاجم، سبک زندگی غربی را مهار کرده و مطالبات واقعی خانواده ها را در حوزه نیازهای اساسی و در حوزه فراغت و تربیت را به درستی پاسخ دهد؛ اما قهرمان این میدان هم خود خانواده است. اگر کار ویژه خانواده را تربیت انسان ها بدانیم، وظیفه داریم محیط عینی و ذهنی جامعه را چنان فراهم کنیم که زنان دچار اختلال و تعارض نقش های خود نشوند. اگر جامعه ی از درون سالم و متعادل می خواهیم، باید در فکر کنار زدن موانع بیرونی خانواده محوری باشیم و اگر زن را محور خانواده می دانیم، همه تصمیم ها و اقدام های حکمرانی، باید با عاملیت زنان سازگار باشد.»
رئیس مجلس در باب این نگاه افزود: «با این نگاه آرمانی فاصله داریم، اما این فاصله پرشدنیست و ممکن است. هیچ نهاد آموزشی و رسانه ای، نمی تواند جایگزین کارکرد خانواده درانتقال بین نسلی ارزش ها شود. اگر زنجیره انتقال مفاهیم اخلاقی، دینی و ملی در خانواده قطع شود، با گسست نسلی مواجه خواهیم بود که ترمیم آن برای حکمرانی، هزینه های گزافی خواهد داشت، اگر اساسا قابل جبران باشد. ضمن آنکه در گسست های فرهنگی پیش آمده، راه حل اساسی، تکیه حکمرانی بر ویژگی تنظیم گری خانواده است. نظام حکمرانی، نقش سیاست گذار و تسهیل گر را بر عهده دارد، نه متصدی و مداخله گر. این بازمهندسی نقش ها بستر تحقق حکمرانی نوین اجتماعیست، به ویژه در عصر تنهایی دیجیتال و فرسایش روابط انسانی.»