تا چشم کار میکند معتاد و مصرفکننده و چندتایی هم خرده فروش موادمخدر میبینم که فضای پارک که معمولا باید جای بازی کودکان باشد را قُرُق کرده و دور هم جمع شدهاند. با خیال راحت و بیآنکه نگران این باشند که مبادا ماموری کسی از راه برسد؛ میگویند هر روز همین جا جمع میشویم؛ اگر هم مامور بیاید فرار میکنیم و چند ساعت بعد دوباره برمیگردیم و اگر هم ماموری نیاید شبانهروزی اینجا هستیم و پاتوق برایمان حکم خانه نداشتهمان را دارد.
پاییز از راه رسیده است و روزها کوتاه;تر شده;اند اما جریان زندگی و هیاهوی خرید همچنان در همین ساعات کوتاه روز در شهر جاری است؛ در برخی از نقاط اما روز و روزگار طور دیگری سپری می;شود؛ همه خریدها در خرید موادمخدر و آلات اعتیاد مثل هرویین، شیشه، سورچه، پایپ، زرورق و فندک اتمی و گاهی یک لیوان یکبار مصرف چای خلاصه شده است.
در چند قدمی مغازه;های بلور فروشی و ظروف چینی خوش رنگ و لعاب در نزدیکی میدان شوش، همان محله;ای که در منطقه ۱۶ تهران واقع شده و به «بلورفروش;ها» معروف است دود موادمخدر از شیشه و دوا (هرویین) گرفته تا سورچه و گل رنگ آن; همه زیبایی را قاپیده و خاکستر اعتیاد بر جسم و روح آن محله قدیمی پاشیده است.